درددل
خیلی چیزها در دلم هست که جز به آب دیده و حتی به آب دیده آرام نمی شود
جوش و خروشی عظیم که هر دم می رود تا واژگون شود
شوخی ست عظیم که آرام نمیگیرد مگر به ...
تو میگویی: مادرش خدمتکار است ، بچه بوده پدرش فوت شده، لیسانسش رو بزور گرفته
3 ترم مشروط شده ،کارش قراردادی ست،پولی ندارد، عمویش معتاد است ،
خانواده اش به ما نمی خورد...
من دارم به چشمهای تو نگاه می کنم و همان زمان در چشمهای تو او را می بینم و در دلم
حسرت تکرار آن روز که دستش ، دستم را بخطا لحظه ای لمس کرد و جریانی از
الکترون ها ، طومار بدنم را در هم پیچید غوغا می کند.
برو بابا.... کاش زمان در آن لحظه متوقف میشد...
.........................
مدیران یا درجلسه اند و یا کاغذهای بی ارزش را امضاء می کنند
پس کی فکر می کنند؟؟
کسی باید این وضع را عوض کند..
پایه ای؟
جوش و خروشی عظیم که هر دم می رود تا واژگون شود
شوخی ست عظیم که آرام نمیگیرد مگر به ...
تو میگویی: مادرش خدمتکار است ، بچه بوده پدرش فوت شده، لیسانسش رو بزور گرفته
3 ترم مشروط شده ،کارش قراردادی ست،پولی ندارد، عمویش معتاد است ،
خانواده اش به ما نمی خورد...
من دارم به چشمهای تو نگاه می کنم و همان زمان در چشمهای تو او را می بینم و در دلم
حسرت تکرار آن روز که دستش ، دستم را بخطا لحظه ای لمس کرد و جریانی از
الکترون ها ، طومار بدنم را در هم پیچید غوغا می کند.
برو بابا.... کاش زمان در آن لحظه متوقف میشد...
.........................
مدیران یا درجلسه اند و یا کاغذهای بی ارزش را امضاء می کنند
پس کی فکر می کنند؟؟
کسی باید این وضع را عوض کند..
پایه ای؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:10 توسط آرزو
|