با اذان ، دلم

کوچه های شهر را

قدم زنان پیاده می رود

از سر لباس ها

عطر روشنی نمی پرد

لب نمی زند کسی به لقمه ی گناه

پا نمی دهد دروغ

اخم مرده است

آش نذری زنی

پخش می شود

روی سفره ی سیاه شهر

مثل لکه های کشک !

...........................................
در این دنیای تاریک دل به دعای یاران
و بخشش خدایم بسته ام.
عبادات همگی دوستان قبول
التماس دعا